تبليغاتX
مرگ جاده

مرگ جاده

من از هوای جاده دلگیرم!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 12:35  توسط جلال  | 

بی ستاره ترین شب ها

ای کاش همیشه واژه ها بیانگر احساسات واقعی آدمیان بودند
لحظه های هست
که انسان یک دنیا گفتنی دارد
اما هیچ واژه ای
توانایی آن را ندارد
که واقعیت این گفتنی ها را روی کاغذ آورد
و اینک آن دمی ست که قلم سر ستیز دارد .........

*****
چگونه می توان از وداع شاعرانه ترین شاعر خواست
امشب از راه می رسد
بی ستاره ترین شب ها
آری
می خواهم بنویسم
گرچه همیشه آسان نیست
نوشتن به سفر نیز ماند
، نمی گویم،
زیرا سفر است که زیبایی های زندگی را به رخ می کشد
اما امشب چه خواهیم کرد
چه خواهیم گفت
باید صبورانه سخن گفت
باید با سکوت
سخن گفت

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 17:8  توسط جلال  | 

تمام

گاهی باید فراموش کنی،قبل از آنکه فراموش شوی.

اما افسوس که فراموش کردن کار هرکسی نیست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 11:45  توسط جلال  | 

ميخواهم خودم را آنجايي پيدا كنم، كه تو گم شدي!

همانجايي كه من ،

همانجايي كه تو ،

همانجايي كه ما...

همانجايي كه داستان نصفه ماند!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 14:26  توسط جلال  | 

خاطرات قدیمی

برگرفته از "خاطرات قدیمی یک عاشق"


جهان امروز دارای مدرن ترین و سریع ترین وسیله های ارتباطی است. جهانی که توی اون فاصله بین آدم ها به اندازه یک کلیک ساده است و حتما ما آدم های امروزی کلی به این موضوع افتخار می کنیم که آره ما چقدر از نسل های اخیر خودمون جلوتر و پیشرفته تریم!اما تو همین جهان ما شاهد دور تر شدن و دور تر شدن هرچه بیشتر آدم ها از همدیگه هستیم به طوری که برای رفع این مشکل از راهکارهای مجازی استفاده شده و برای بهبود این مساله انواع مختلف سایت های ارتباطی و دوستیابی با عنوان های مختلف ایجاد شدند اما ما شاهد این هستیم که مشکل دور شدن آدم ها از هم حل که نشد هیچ٬ بلکه عدم استفاده درست از این راهکارها منجر به زده شدن و منزجر شدن روز به روز آدم ها از همدیگر هم شد.و نتیجه این که می بینیم نتنها این وسایل مدرن و پیشرفته کمکی به تنهایی انسان امروز نکرد بلکه باعث بدتر شدن اوضاع هم شد. 

نکته قابل تامل این هست که در سایت های مذبور لیست دوستان عموم افراد سر به فلک کشیده اما اگه کمی با خودمون فکر کنیم می بینیم که تو لیست های دوستان ما تعداد به اصطلاح دوستان ما که واقعا دوستشون داریم و تمایل ارتباط با اونا رو داریم کم هست و یا شاید اصلا چنین فردی رو تو لیستمون نداریم!اما تمایل افراد به عضو شدن در این سایت ها و افزودن هرکسی که دستشون می رسه در لیستشون(!) این نکته رو بیان می کنه که مردم امروزی هم علاقه مند به ارتباط با همدیگر هستند هرچند که در ظاهر کمتر این طور نشون می دهند!

پ.ن:آیا آدم های زمینی بعد از ما راهکاری برای دور شدن انسان ها از تنها شدن دارند؟!


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 16:20  توسط جلال  | 

ناامید

به سراغ صندوق آرزوهام ميرم به آرزوهام نگاه مي‌كنم ، چه آرزوهاي رنگارنگي چقدر اميد داشتم ولي همه چي برام تموم شد.

رنگ سياه برميدارم روي تمام آرزوهام رنگ سياه مي‌پاشم كه يك وقت چشمم بهشون نخوره .

ديگه اثري از آرزوهام نيست من آرزويي ندارم خيلي خوشحالم از اين كه آرزو ندارم.ولي يه چيزي قلبمو ميسوزونه نمودونم چيه من كه ديگه چيزي نميخوام آرزويي ندارم پس خدا چرا اينطوري ميشم  .

ديگه دارم از بي‌خبري ديونه ميشم خيلي سخته. هر شب قبل خواب به خودم ميگم: .... امروزا چكار كرد حالش خوبه؟

دیگه نمیتونم بنویسم..

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 14:1  توسط جلال  | 

سال نو مبارك :)

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 1:55  توسط جلال  | 

یک روز من هم خواهم رفت....
بی خبر و ناگهانی..... شاید آن روز کسی باشد که روزها را خواهد شمرد تا من برگردم...اما...
می روم تا دیگر شاهد کوچه های خاطراتم نباشم....تا دیگر دلم رنج نکشد...تا دیگر از صدای دلنشینی مست نشوم و...
می روم تا دوباره عاشق نشوم...تا دوباره چشمان زیبایی را نبینم که به بهانه ی دوری از آنها بازهم آه سوزناکی بکشم و...
آه....
این دل کوچک من....چه اسرار و حکایتهای عجیبی را درخود پنهان کرده....
چه ساده بود این دل...که در نزد زیبارویی خود را می باخت....محبت می نمود...و باز بی وفایی....
چگونه خوش کنم این دل کوچک خود را.....

ای تنهایی من...
تو را به هیچ چیز
نه رویای ناشناخته ای
نه صدای فراموش شده ی خوشبختی
عوض نمی کنم
ای خلوت بی صدا
دیگر ترانه ی دلدادگی نمی خوانم
اما در آستانه ی این قلب در به در
همیشه تو را آرزو می کنم....

شاید وقتی دیگر

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 22:51  توسط جلال  | 

كادوي تولد!

 

يادش بخير روزهايي كه دوستم داشتي

يادش بخير روزهايي كه با يه بوسه ي من از خواب پا مي شدي

يادش بخير روزهايي كه همه ي حرفهاتو با من مي زدي

يادش بخير روزهايي كه بي من مي مردي

يادش بخير روزهايي كه همه ي وجودت من بودم

يادش بخير روزهايي كه قلبت واسه من مي زد

يادش بخيراون روزي كه با هم رفته بوديم جيگري

يادش بخير اون روزي كه مي پريدم بيرون خونه كه باهات حرف بزنم

يادش بخير صبح روز عيد فطر

يادش بخير اون روزتولدت

يادش بخير روز تولدم

پ.ن1: چرا كادويه تولدي كه بهم داده بودي رو پس گرفتي ازم؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 19:27  توسط جلال  | 

روابط آدم ها

گاهی به روابط آدم ها که نگاه می کنم احساس می کنم چه شباهتی بین روابطشان و خانه هایشان می توان پیدا کرد .

وقتی که در لحظه ای عجیب با کسی برخورد می کنند که شبیه باورهایشان است و شورانگیز از پا چه دویدن که با سر می دوند و در اقداماتی عجیب و غریب ، با تمام وجود به او ابراز محبت می کنند .درست مثل وقتی که سرسرای خانه را آرایش می دهند در ذهنشان بارها و بارها قدو قامت و کلام و بیان طرف مقابل را می آرایند و در بهترین مکان خانه جایش می دهند .

روزها می گذرد و دوستی دوطرفه می شود .دیگر اشکالی ندارداگر مثل اتاق های جانبی و حتی آشپزخانه خودمانی تر به رفیقشان بنگرند .

بعد از مدتی زیاد تکرار شدن دوطرفه دوستی تصمیم می گیرند فواصل را به گونه ای تنظیم کنند که گویی می خواهند تابلویی به دیوار اتاق کارشان بکوبند .

بسته به نوع نگرششان زمانی فرامیرسد که باید تغییر دکوراسیون بدهند یا اینکه خانه را یکجا عوض کنند . بنابراین با کمال دقت جول و پلاس دوست محترم وشورانگیزشان را به کمد دیواری منتقل می کنند .

کم کم کمد دیواری که البته کمدهای دیواری فعلی از ظرفیت کمی برخوردارست پر می شود از جول و پلاس هایی که جاگیرند .

اینجاست که به یک انباری ، زیر پله ، بالاپله یا در بهترین وضعیت حیاط خلوت نیاز پیدا می کنند و آن رفیق خوش باور باید خدا را شکر کند که نعمت حیاط خلوتی را از دست نداده چون ممکن بود که در اولین جابجایی یا اسباب کشی درست زمان جا دادنش در انباری ، یک دوره گرد فریاد بزند (اساس کهنه منزل خریداریم ) تا رفیق شور زده اش در قبال دریافت یکی دو اسکناس 500 تو مانی از شرش رهایی یابد و یا اصلا از کارگران شریف شهرداری بخواهد در قبال دریافت 1000 تومانی ناقابل این رفیق نوخاله را به بخش بازیافت عودت دهند .

مجبور نیستیم وقتی خودمان و احساسمان را نمی شناسیم دیگران را درگیر کنیم .چون ممکن است یک روز زلزله شود و ما زیر آوارهمین خانه ای که ساخته ایم مدفون شویم .

پ.ن :چه خوب است نگاهمان به دوستی خریدنی ، فروختنی ، از سر عادت و یا از همه این ها بدتر از سر فراغت نباشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 13:43  توسط جلال  | 

وصيت

خدا وصيت منو گوش بده ، ناممو بخون

شايد ديگه من نباشم

مواظب عشقم بمون

ميسپرمش بهت ميرم تمام تاروپودمو

يوقت نياد برنجونيش

كسل كني وجودمو

خدا يوقت كسي نياد بدزده قلب سادشو

كسي نياد تو زندگيش

بشينه زير سايشو بهش بگه دوسش داره

خيلي بده زمونمون

خدا سپردمش بهت

مواظب عشقم بمون

خدا شايد اين عشقي كه من ميگمو تو نشناسي

نزديكترم كسم اونه

خيلي دوسش دارم

راستي

يادم نره بهت بگم عزيزترين كسم اونه

خودم مهم نيست اما اون نزاري تنها بمونه

حالا كه ماها مجبوريم

با همديگه وداع كنيم

بيا به ياد اون روزا

همديگه رو دعا كنيم

يه وقت ديدي دعا گرفت

خدا نزاشت جدا بشيم

با قلب پاكت از خدا

بخوا كه منو صبرم بده

هنوز نرفتي از پيشم

 دوريت داره زجرم ميده

عزيزم يادت نره دنيا دو روزه

نمي خوام فردا دلت واسم بسوزه


 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 23:8  توسط جلال  | 

زندگي قصه تقديري است

كه از اغازش بس كه آزرده شده ام

چشم به پايان دارم



پ.ن1: اين جمله اي بود كه امروز كه به كتابخونه رفته بودم روي ديوار كتابخونه نوشته بودن!!!
پ.ن2: احساس زياد خوبي ندارم!
پ.ن3: سراپا اگر زرد و پژمرده ايم ولي دل به پاييز نسپرده ايم


+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 13:13  توسط جلال  | 

8 روش موثر براي نابودي عشق



منبع : روزنامه جام جم
هيچ مي‌دانستيد خراب كردن يك زندگي راحت‌تر از ساختن آن است. براي در امان ماندن از نابودي زندگي اين روش‌ها را كه در زير به آن اشاره مي‌شود اصلا به كار نبريد. به نظر مي‌رسد بعضي از اين موارد بلافاصله لطمه‌اي به رابطه نمي‌زنند اما دير يا زود اوضاع بدتر خواهد شد. اگر فكر مي‌كنيد يكي از كارهاي زير را انجام مي‌دهيد قبل از اينكه خيلي دير شود ، سعي كنيد اين عادت خود را كنار بگذاريد.

تا زماني كه به عنوان يك زوج ، به طور كامل يكديگر را بشناسيد بايد روشن و صادقانه با يكديگر گفتگو كنيد.

گفتگو نكردن : اين جمله كه گفتگوي مناسب و خوب بين زوجين ضروري است ، تقريبا تبديل به كليشه شده اما واقعا جمله درستي است. شما بايد با يكديگر در مورد احساسات، نظرات، چيزهايي كه دوست داريد يا دوست نداريد ، ترس‌ها و آرزوهايتان صحبت كنيد. تا آنجايي كه به عنوان يك زوج ، به طور كامل يكديگر را بشناسيد بايد روشن و صادقانه با يكديگر گفتگو كنيد.

خودخواه بودن : فقط فكر كردن به خودتان، نيازها و خواسته‌هايتان و كارهايي كه بايد انجام دهيد ، ممكن است باعث مشكل شود. مادامي كه ازدواج مي‌كنيد "من" تبديل به "ما"مي‌شود. به احساسات، نيازها و خواسته‌هاي طرف مقابلتان توجه كنيد. هرگاه در اين موارد دچار شك شديد از همسرتان سوال كنيد ، هرگز خيال نكنيد همه چيز را در مورد احساسات، نيازها و خواسته‌هاي او مي‌دانيد

با شريك زندگي خود صحبت كنيد و سعي كنيد مشكل را برطرف سازيد. بخشيدن طرف مقابل رابطه‌تان را نزديك‌تر و دلپذيرتر مي‌كند.

كينه به دل گرفتن : رنجيدن خيلي زود تبديل به عصبانيت مي‌شود و عصبانيت به همان سرعت تبديل به دلخوري خواهد شد. روي دلخوري‌ها و عصبانيت‌هايتان تمركز كنيد و طرف مقابل را ببخشيد. اگر هميشه از طرف مقابل خشمگين باشيد در آخر فقط به خودتان صدمه خواهيد زد. با شريك زندگي خود صحبت كنيد و سعي كنيد مشكل را برطرف سازيد. بخشيدن طرف مقابل رابطه‌تان را نزديك‌تر و دلپذيرتر مي‌كند.

خيانت كردن : بعد از ازدواج هر دو طرف در قبال هم مسوول هستند ، پس اگر مي‌دانيد رابطه شما با افراد خاصي باعث ناراحتي همسرتان مي‌شود ، هرگز سعي نكنيد او را آزرده كنيد

تمام وقت‌هاي آزاد خود را با يكديگر گذراندن : وقتي ازدواج مي‌كنيد به طور قطع بيشتر ساعات شبانه‌روز را با يكديگر خواهيد بود. وقتي ساعت كار خارج از منزل هر دو شما تمام مي‌شود خيلي خوب است كه ساعات مفيدي را با يكديگر بگذرانيد. به هر حال، به هيچ وجه درست نيست همه اوقات فراغت‌تان را با همسرتان سپري كنيد. سرگرمي‌اي براي خود درست كنيد كه طرف مقابل دوست ندارد يا كمتر به آن علاقه دارد ، با دوستان هم‌جنس‌تان بيرون برويد يا در تنهايي تمدد اعصاب كنيد. يك ضرب‌المثل قديمي مي‌گويد: دوري اشتياق را بيشتر مي‌كند. اگر براي مدت كوتاهي در دسترس يكديگر نباشيد، ديدن يكديگر يك جرقه خوشايند خواهد بود.



هرگز مصالحه نكردن : ازدواج نوعي بده بستان است. توافق در زندگي زناشويي بايد به يك امر عادي تبديل شود. هر كدام از زوج‌ها بايد در بيان احساساتشان آزاد باشند و براساس يك توافق دوجانبه هر بار يكي از طرفين كوتاه بيايد. علاوه بر اين، در بعضي از تصميمات، شما مي‌توانيد با توافق يكديگر از بين نظرات ارائه‌شده يكي را انتخاب كنيد يا طوري برنامه‌ريزي كنيد كه از نظر هر دو طرف استفاده شود.


هدر دادن بودجه مالي : خريد غيرمسوولانه باعث به وجود آمدن مشكلات اساسي خواهد شد. بهتر است يك حساب مشترك با همسرتان داشته باشيد (شما بايد به يكديگر اعتماد كنيد) و در مورد نحوه خرج و مخارج خانه به طور متناوب با يكديگر گفتگو كنيد (گفتگو نه دعوا). مصالحه در اين موقعيت به شما كمك زيادي مي‌كند. هرگز بدون مشورت با همسرتان، تصميمات مهم مالي نگيريد ، اين يك اشتباه است.

اعتماد به نفس شما و اعتماد به طرف مقابل، جذابيت شما در چشم همسرتان را دوچندان مي‌كند.

حسودي بيش از اندازه : اگر شما احساس ناامني مي‌كنيد و فكر مي‌كنيد همه چشم‌ها به دنبال همسر شماست يا همسر شما به دنبال ديگران است، بايد در مورد اين رابطه دوباره فكر كنيد. به همسرتان اعتماد كنيد. اعتماد به نفس شما و اعتماد به طرف مقابل، جذابيت شما در چشم همسرتان را دوچندان مي‌كند. هرگز به همسرتان شك نكنيد مگر اين‌كه دليل واقعي براي سوءظن داشته باشيد. اين حقيقت كه تصور مي‌كنيد شما فرد مناسبي براي همسرتان نيستيد دليل كافي براي شك داشتن به او نيست.

اين نكات نابودكننده‌هاي زندگي زناشويي هستند. سعي كنيد اين كارها را از زندگي خود خارج كنيد ، خواهيد ديد كه چه زندگي خوبي پيدا خواهيد كرد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 7:49  توسط جلال  | 

امروز عكسي از پايولوكوييلو  به همراه آنابلا پائیوا (خبرنگار برزیلی) ديدم كه در سال 79 توي مرقد حضرت عبدالعظيم گرفته شده بود. واسم جالب بود:
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 1:30  توسط جلال  | 

کلی حرف

1- دیشب  یهویی ADSL منم تموم شد! یادمه یه زمانی معتاد اینترنت شده بودم و روزی نزدیک 4 ساعت توی اینترنت الکی پلاس بودم! یک هفته ای هس که تو ترکم و الان که دیگه اینترنتم تموم شد. تمدیدش نمی کنم فعلا یعنی مشهد نیستم که تمدیدش کنم! یه شبانه 3-7 صبح دارم که واسه فعلا خوبه

2- از فردا احتمالا بزنم تو کار درس خوندن! پشت کنکوری شدم دیگه! 6 ماه دیگه یا شایدم 5 ماه دیگه کنکور دارم. این طرح بومی سازی هم که جدیدا اومده روی اعصاب پشت کنکوریا! می گن واسه ارشدم امسال بومی سازی رو اجرا کردن شاید واسه همین باشه که دوستم با رتبه 150 نتونست تهران قبول شه در حالی که سال قبل تا 300 تهران قبول بود! خیلی مزخرفه یکی با رتبه ی 500 توی ارشد که خونش تهرانه می تونه تهران قبول شه اما کسی با رتبه 100از یه شهر دیگه توی تهران نه! اخره تبعیضه ! آخه چی خبره بابا 80 درصد بومی و فقط 20 درصد بقیه! تازه توی تهران هم که دانشگاه های خوبه کشور اونجاس باید این طرح اجرا شه ! جالبه که این طرح رو " شورای انقلاب فرهنگی " تصویب کرده یعنی ...

3-اندیشه هام ممکنه اشتباه باشه  افکارمو ممکنه قبول نکنی  اما یه ضرب المثل ایتالیایی هس که میگه " عشق یعنی ترس از دست دادن تو" !!! منو ببخش هر کاری که فک می کنی درسته توی این زمینه انجامش بده!

4- دوستت دارم!

5- دیگه فعلا کمتر میام اینجا چیزی بنویسم. کلی کار دارم و باید حتما دانشگاه توی یه جای خاص! قبول شم!


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 5:35  توسط جلال  |